گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش / ورنه ره خود گیر و یکی راه گذر باش

هشدار که یخ تاب تب عشق ندارد / گر بسته ی قالب شده ای فکر دگر باش . . .

.

.

.

آن دوست که دیدنش بیاراید چشم / بی دیدنش از دیده نیاساید چشم